اقتصادِ جنگ احتمالی
پاول کروگمن · ۱۴۰۴/۱۱/۳۰
خلاصه
- خبرهایی درباره احتمال حمله آمریکا به ایران منتشر شده است.
- بازارهای پیشبینی میگویند احتمالاً تا پایان ماه آینده اتفاق میافتد.
- اما مشخص نیست که این اتفاق بیفتد یا نه.
- رئیسجمهور آمریکا بدون مشورت با کنگره به سمت جنگ میرود.
- این احتمالاً برای منحرف کردن توجه از مشکلات داخلی است.
- او فکر میکند این جنگ مشکل اقتصادی ایجاد نمیکند.
- اما دو دلیل وجود دارد که ممکن است اشتباه باشند.
- اول: نگهداشتن نیروها و استفاده از مهمات بسیار گران است.
- دوم: جنگ با ایران میتواند قیمت نفت را افزایش دهد.
- افزایش قیمت نفت برای مردم عادی آمریکا بد است.
- فقط صنعت نفت و گاز از آن سود میبرد.
- آمریکا الان صادرکننده نفت است.
- از سال ۲۰۲۰ در دوران بایدن، صادرات نفت آمریکا بیشتر از واردات شده است.
- قیمت بنزین برای مردم عادی بالا میرود.
- صنعت نفت سرمایهبر است و کارگر کمی دارد.
- صنعت نفت و گاز فقط ۰.۷ درصد تولید ناخالص داخلی آمریکاست.
- افزایش قیمت نفت نابرابری درآمدی را بیشتر میکند.
- ثروتمندان بیشتر سود میبرند و اکثریت مردم ضرر میکنند.
- پیامدهای اقتصادی آن خوب نیست.
متن کامل
پاول کروگمن هستم. دیشب، تیترهای خبری تحتالشعاع گزارشهایی بود که میگفت ممکن است ایالات متحده قصد حمله به ایران را داشته باشد، احتمالاً اخباری نشت کرده. مشخص نیست که آیا درست هستند یا نه. بازارهای پیشبینی میگویند نه در چند هفته آینده اما بسیار محتمل است تا پایان ماه آینده.
بازارهای پیشبینی، آنها چه میدانند؟ خب، پاسخ این است که ما نمیدانیم چقدر معاملات داخلی در آن بازارها انجام میشود. اما قطعاً این یک رویداد احتمالی است. حالا، این موضوع تا حدودی در اخبار توسط دستگیری آندرو، سابقاً شاهزاده، تحتالشعاع قرار گرفته، اما هنوز آنجاست. و فکر کردم درباره شاید کماهمیتترین جنبه این داستان صحبت کنم که درباره اقتصاد آن است. مهمترین چیز این است که رئیسجمهور ایالات متحده به نظر میرسد در حال بررسی این است که ما را وارد جنگ کند نه تنها بدون مشورت با کنگره بلکه حتی بدون تلاش برای ارائه دلیل. سخت است که از این حس فرار کنیم که نوعی تکان دادن دم سگ اینجا در جریان است، که این تلاشی است برای منحرف کردن توجه از همه مشکلات دیگرش. اما در هر صورت، این ممکن است اتفاق بیفتد، شاید نیفتد. دولت به نظر میرسد معتقد است که نیازی نیست نگران پیامدهای اقتصادی این جنگ احتمالی باشد. بالاخره، حمله به ونزوئلا هیچ پیامد اقتصادی قابل توجهی نداشت. حملات هوایی قبلی علیه ایران واقعاً پیامد قابل توجهی نداشتند. پس شاید این کار هیچ اثری نداشته باشد، و این میتواند درست باشد.
اما بگذارید دو دلیل بدهم که چرا ممکن است درست نباشد. یکی این است که فقط خود نگه داشتن تمام آن نیروها در منطقه پول زیادی هزینه دارد. و بعد اگر واقعاً شروع به تخلیه مهمات (حمله) کند، مهمات واقعاً پول زیادی هزینه دارد. شیوه آمریکایی جنگ بسیار گران است، که این به معنای آن نیست که نباید، میدانید، به جای موشک از جسم (فرد) استفاده کنیم. البته که نه. اما این مقدار قابل توجهی پول خواهد بود حتی به استانداردهای آمریکا.
و فراتر از آن، خب ایران یک کشور تولیدکننده نفت است که مهم است. حتی مهمتر از آن، ما نمیدانیم اما جنگ با ایران تهدیدی برای صادرات نفت از خلیج فارس به طور کلی خواهد بود. تنگه هرمز و چیزهای دیگر. پس قطعاً شانس منطقی وجود دارد که اگر این واقعاً اتفاق بیفتد قیمت نفت را افزایش دهد.
حالا این چه تأثیری بر ایالات متحده دارد؟ ما به عنوان یک کشور در موقعیت بسیار متفاوتی از جایی هستیم که در طول بحران نفتی دهه ۷۰ بودیم. ما در آن روزها بخش بزرگی از مصرف نفتمان را وارد میکردیم. ما وابسته به واردات بودیم و بنابراین به طور قابل توجهی آسیب دیدیم. شرایط تجارت ما با افزایش قیمت جهانی نفت بدتر شد.
امروز، ایالات متحده یک صادرکننده خالص نفت است. ما مقداری وارد میکنیم، اما بیشتر صادر میکنیم. راستی، این از سال ۲۰۲۰ درست بوده. این موقعیت صادرات خالص تحت بایدن رشد کرد. بیخیال آنچه میشنوید درباره، میدانید، دولت بایدن که بسیار ضد انرژی بوده. نبود. اما ما میدانید که ایالات متحده بهطور کلی افزایش کوچکی در درآمد واقعی تجربه میکند اگر قیمت نفت بالا برود. اما من کل ایالات متحده نیستم. شما کل ایالات متحده نیستید. افزایش قیمت نفت درآمد را به صنعت نفت و گاز توزیع مجدد میکند به دور از بقیه. این برای اکثر ما است، اکثریت قریب به اتفاق آمریکاییها در طرف بازنده تأثیر اقتصادی هر افزایش قیمت نفتی که ناشی از این جنگ باشد خواهند بود. درست همانطور که راستی میدانید کاهش اخیر قیمت نفت توسط اکثر آمریکاییها به عنوان خبر خوب تلقی میشود. آنها در قیمتهای پایینتر در پمپ بنزین نشان داده میشوند و این واقعیت که صنعت نفت توسط آن آسیب میبیند، افکار عمومی را خیلی تحت تأثیر قرار نمیدهد به جز در بخشهای خاصی از تگزاس.
پس این یک توزیع مجدد از عموم مردم به یک صنعت نسبتاً محدود است و چیزی بیشتر از آن وجود دارد که حتی اگر درباره توزیع درآمد، کلان فکر کنیم، توزیع درآمد بین، میدانید، به دستهبندیهای اساسی برمیگردیم، نیروی کار در مقابل سرمایه. اکثریت قریب به اتفاق مردم درآمدشان را از نیروی کار با فقط کمی سهم در سرمایه به دست میآورند. اما یک درصدیها، حتی بیشتر صدم یک درصدیها و دههزارم یک درصدیها و غیره. آنها به شدت به سرمایه به عنوان منبع درآمد وابسته هستند. پس شوک قیمت نفت آنجا چه کار میکند؟ خب، نگاهی سریع به اعداد. نفت و گاز حدود ۰.۷ درصد تولید ناخالص داخلی است. نزدیک به آن اندازه بزرگ نیست که افرادی که فکر میکنند «حفاری کن، عزیزم حفاری کن» راز موفقیت اقتصادی است بگویند، اما، میدانید، آنجاست. به این معنا یک صنعت جزئی نیست. اما برای چیزی مثل یک دهم آن به عنوان حوزهای از کل اشتغال به حساب میآید. و این به این دلیل است که بسیار سرمایهبر است.
استخراج نفت و گاز شامل هزینه سرمایهای زیاد، تجهیزات زیادی است. این به نوبه خود به این معناست که یک شوک قیمت نفت، اگر اتفاق بیفتد، سرمایه را بر نیروی کار در اقتصاد ایالات متحده ترجیح خواهد داد. این یک اثر بزرگ نخواهد بود، اما یک اثر خواهد بود، نه ناچیز هم. و هر چیزی که سرمایه را بر نیروی کار ترجیح دهد، به نوعی، ما به نوعی به دنیای مارکسیستی برمیگردیم. هر چیزی که سرمایه را بر نیروی کار ترجیح دهد نابرابری درآمدی را افزایش خواهد داد. این درآمد یک نخبگان کوچک را بیشتر نسبت به بقیه کشور ترجیح خواهد داد، افرادی که واقعاً برای امرار معاش کار میکنند و این چیز خوبی نیست. حالا دوباره، خیلی پشت سر، جنگ بیشتر درباره تأثیرات اقتصادی نیست و بردن ما به جنگ بدون هیچکدام از کانالهای عادی که آن را مشروع میکنند موضوع مهمتری است. اما اقتصادیات آنچه ممکن است قرار باشد اتفاق بیفتد هم عالی نیست. مراقب باشید.